خرید بک لینک
صبح بیدار شدم رفتم کلک . نم نم بارون و مه . هوا عالی ، از عالی هم عالی تر . زیاد میزون نبودم . دیشبش زاناکس خوردم و صبح شنگول شد رفتم کوه . مریم گفت با گروه میریم فلان جا نمیای ؟ گفتم نه باید برم دماوند . کلک آروم و خلوت . رفتم بالا .با یه موبایل نیمه جون و بدون شارژ کلی عکس گرفتم اونن چه عکسایی . علیرضا با کیک اومد خونه و البته کادویی که برا عسل گرفته بود . دیشب که براش تولد گرفتیم آقا تشریف نداشتن و رفته بود سلمونی و بعد کافه حالا میخواست جبران مافات کنه . بعد ناهار رفتم یه سری پایین و عزاداران حسینی رو دیدم که داشتن قرمه سبزی نذری رو میپختن . بعدم عسل رو بردم باشگاه تمرین . قرار شد 6 و نیم کیک و چای بخوریم . بعد اقایون رفتن خرید . پسر جان دانشگاه قبول شده حالا فکر میکنه که چه خبره داره لباس مباساش رو قشنگ میکنه . .همه رسیدن خونه اونم راس 6و نیم یهو گفتن پایین دارن نذری میکشن . بدو کیک مون رو خوردیم و عکس هامون رو گرفتیم بدک نشد . میتونم بگم عالی حتی و رفتیم پایین کمک مهمونا کم کم تشریف آوردن از جمله مژگان که اصلا حوصله اش رو نداشتم .میبینه محلش نمیزاری هی حرف میزنه . اخرش میگه به اینستای داییت سر زدی ؟ گوشی رو گرفته سمت من که اواز خوندنش رو ببین . والا هیچ وقت برام جذاب نبود توی اتاق پیش بچه ها نشسته بودم و عسل عکسش با علیرضا رو گذاشت اینستا . چقدر خندیدیم سر ریکوئست دادن دوستای عسل . قرار علیرضا بعدش اسکرین شات بده ببینیم کیا اددش کردن :) اومدیم کارامون رو کردیم که بریم دماوند . حدودا یه ماهه سر نزدیم . میگم خیلی چاق شدم . بابد برنامه بچینم یکشنبه ،سه شنبه برم کوه بعدم برم استخر .بانک ملت اخه یه قانون مسخره گذاشتن که تنها شنا نکنین . یهو پریده بهم که بلاه و بلاه

برچسب: نویسنده: باربد زمانی تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 20:16

میگم استاد بیا یه برنامه بهم بده . کل انداختم . زیاد فرصت ندارم میگه باید از پک های حرکتی استفاده کنی : خب حالا پک ها چی هستن ؟ حواست به کمر و گردنم باشه هاا میگه کدوم مهرهات بود ؟ :5و 6 ، 2و 3 میگه چرا کل کل میکنی ؟ این حرکتا آرومش برات بی فایده اس . معمولی ام که درد میاد سراغت . اگه این حرکتا رو اشتباه بری لیگامان کمرت اینجور و اونجور میشه ... عمل لازم میشی ... (یه کم راست میگه ، یه کم چرت ) آخرشم برام فیزیوتراپی تجویز کرد . بعدم زدیم به تجدید خاطرات دانشگاه اینم دومین دوست بدنساز ما پ.ن : اینا به درد پرورش اموات میخورن

برچسب: نویسنده: باربد زمانی تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 20:16

از سرک کشیدن تو زندگی مردم چه لذتی میبرن اخه ؟ دو سال اینا گیر دادن بفهمن فلانی کیه ؟! الان یه همکار قدیمی دوتا اسکرین شات از اینستای یکی فرستاده که آره ... اینا رو فلان شاگردت داده و گفته کشفش کردم و بفرستم برا تو !!!!دوتا عکس از زندگی خصوصی مردم که حالا چه نسبتی با هم دارن ! بهش گفتم الان چه دردی از من دوا شد ؟ بعدم pm منو براش بفرست که کمتر تو زندگی مردم سرک بکش ! بعضیا ذاتا مریضن . مریضاااا در جا دختره روانی رو بلاک کردم میگه یه خانمه امروز اومده بوده استخر تو اب دعای توسل خونده و بعدم روضه و ... میگه نمیدونی ملت چه گریه ای میکردند ... میگه بهش گفتم برام دعا کن میگم خب :) میگه مگه تو کمرت درد نمیکنه ؟ : چرا درد میکنه میگه :پس چرا پروانه شنا میکنی ؟ : دعا کن شفا بگیرم :) میگه اون خانمه اومد میگم برا توام دعا کنه :)) یه ناجی این شکلی تو هر استخری باشه کلا خستگی به تن نمیمونه

برچسب: نویسنده: باربد زمانی تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 20:16

صفحه بندی